love me

قشنگ ترین لحظه هایم را با سخت ترین دقایقت عوض می کنم تا بدانی عاشق ترین پروانه ات بودم و مجنون ترین دیوانه ات هستم.

IMG4UP
نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 08:43 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

بشنو از نی چون حکایت میکند

ا ز جداییها شکایت میکند
...

نه

نشنو ازنی

من حکایت می کنم

وز جداییها شکایت می کنم

نی کجا این نکته ها آموخته؟

نی کجا داند نیستان سوخته؟

بشنو از من ...

بهترین راوی منم

راست خواهی هم نی و هم نیزنم...

نشنو از نی ...

نی حصاری بیش نیست!

بشنو از دل،

دل حریم دلبریست...

نی چو سوزد خار و خاکستر شود

دل چو سوزد خانه دلبر شود...

نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 07:58 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |


کمبود خواب
با یک روز مرخصی حل می شود.
کمبود وقت
با مدیریت زمــان.
سایر کمبود ها نیـــز علاجی دارند ...
با کمبود دست هایت چه کنــم ؟!

IMG4UP


نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 01:07 ق.ظ توسط ghazl نظرات | |

!! گریه نکن جانم

... در خانه ات درختی خواهد روید

... و درخت هایی در شهرت

... و بسیار درختان در سرزمینت

... و باد، پیغام هر درختی را به درخت   دیگر
خواهد رسانید

و در خت ها از باد خواهند پرسید 

در راه که می آمدی آزادی را ندیدی؟

نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 07:36 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

IMG4UP
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 12:35 ق.ظ توسط ghazl نظرات | |

خودت میفهمی با این دلم چه کرده ای؟

حتی طنین صدایت این قلب رنجور مرا میلزاند....

آخ که چه دلتنگتم...


IMG4UP

نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 12:20 ق.ظ توسط ghazl نظرات | |

سلام دوستان عسیسم 

خیلی وقته که دیگه جزیره من دیگه خالی از سکنه نیست و ....

براهمین یکی از دوستان  امروز باعث شد که اسم اونو عوض کنم

از هینجا ازشون تشکر میکنم 

پس تعجب نکنید این همون وب جزیره تنهایی هس که نامشو تغییر دادم به

love me

نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت 1391 ساعت 11:30 ق.ظ توسط ghazl نظرات | |

IMG4UP

نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 10:55 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

        IMG4UP
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 10:49 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

IMG4UP  
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 10:46 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

برگ در هنگام زوال می افتد
 میوه در هنگام کمال می افتد
بنگر که چگونه می افتی؟
 چون برگی زرد و یا سیبی سرخ ؟!

نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ساعت 01:20 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

عکس عاشقانه

برای خودت زندگی کن،

کسی‌ که تو را دوست داشته باشد،

با تو می ماند،

برای داشتنت می‌جنگد.


نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ساعت 08:42 ق.ظ توسط ghazl نظرات | |

خوابم یا بیدارم تو با منی با من.....

این روشنی از توست بگو از آفتاب نیست
بگو که بیدارم بگو که رویا نیست
بگو که بعد از این جدایی با ما نیست....

اگه این فقط یه خوابه،تا ابد بزار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره
عاشق مرگه که شاید تو دستای تو بمیره

خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب
آغوشتو وا کن قلب منو دریاب
برای خواب من ای بهترین تعبیر
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم
پرنده ای زخمی اسیر بارونم
ای مثل من عاشق ،همتای من،محجوب
بمون،بمون با من ای بهترین،ای خوب.......


نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 07:14 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

 

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق کمتر شود

 

ساکن شود بدیدم و...

 

بدیدم و مشتاق تر شدم....


آخه تو بگو من باتو چکارکنم

ببینمت خوب نگات میکنم که وقتی نیستی دلم تنگ نشه

نبینمت دلم تنگه

کلا دلتنگم

ای خدااااا

نفس خیلی عاشقتم 


نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 06:58 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |

معبود من سلام!!
حسابی دلم تنگه
با اینکه با تمام وجود امروز خوشحال شدم ولی یهو دلتنگی عجیبی سراسر دلم رو فراگرفته
نمیدونم از چیه شاید .....
ولی میدونی ک با تمام وجودم بهت ایمان دارم و مطمئنم ک هوامو داری

معبود من اگر چه با دستان تهی رو به پیشگاه تو آمده ام اما تو با لطف وکرم همیشگیت دستانم را پر از محبت وعشق بیکران خودت کن
خدای من !اگر چه با کوله باری تهی رو بسوی تو قدم بر میدارم اما ایمانم به تو مرا در امدن بسویت ثابت قدم تر میکند
عشق من !  همیشه از تو خواسته ام که مرا لحظه ای به خودم وانگذاری که اگر چنین شود دگر از شرم نخواهم توانست  سربلند بسویت بیایم
معبودم میدانم که همیشه و در همه حال حتی در آخرین لحظات دست مرا گرفته ای و بسوی خودت کشانده ای
عشقم من بخودم میبالم از این همه لطف و کرم بی حدت
از این عشق بی پایانت
از این بخشش بی وصفت
هزاران هزار بار به عدد تمام موجوداتی که آفریده ایی تو را سپاس میگویم
شاکرم  
شاکرم از همه چیزت
از خشمت 
صبرت
مهربانیت
و...
زبانم قاصر است 
حتی از اینکه به نحو احسنت تو را شکر گویم
اما با همین زبان بی زبانی خودم میگویم 
خدایا شکرت

نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 10:03 ب.ظ توسط ghazl نظرات | |


آخرین مطالب
» دریا....
» بشنو از من...
» کمبود دست هایت...
» گریه نکن جانم!!
» ......
» میفهمی......
» تحول جدید
» همه چی آرومه...
» تومرا فریاد کن ای همنفس
» عشق . . .
» بنگر که چگونه می افتی؟
» برای خودت زندگی کن
» خوابم یا بیدارم...
» نفس ...
» معبودا...
» تقدیم به مامان مهربانم
» مامی جون روزت مبارک
» هر چه آرزوی خوبه...
» خدایا...
» رسم روزگار...
» رسم روزگار
» بیا...
» عاااااااااااااااشقتم
» یکنفر...
» تقدیم به عزیزترینم..
» تقدیم به من
» هیچ چیز جای خودش نیست!
» دود میخیزد...
» باتو حکایتی دگر.....
» خاطرات

Design By : RoozGozar.com